باور کن !

باور کن !

 

خودت رو به دو قسمت تقسیم کُن،

درون و بیرون.

این ها یکی نیستند،

ناخودآگاه و آگاهیِ تو هستند.

این ها یکی نیستند و به اندازه ی هم نمی فهمند و به اندازه ی هم نمی خواهند.

درونِ تو، همه ی آن چه که از زمان تولد دیده ای را به یاد دارد.

بیرون تو خودش را فقط با آن چیزهایی که الآن لازم دارد و می فهمد تطبیق می دهد.

اما ... با همه ی این ها ... بیرونِ تو ظاهری ست.

تو فقط گمان می کُنی که بیرونِ تو می فهمد و می داند.

فقط جزئیاتِ زندگی تو در دستِ بیرونِ توست.

اما کُلیاتِ زندگی تو را درون تو هدایت می کند.

فرمان، در دستِ بیرونِ توست ، اما مقصد را درونِ تو مشخص می کند.

خُب. حالا که چی ... !؟

جوری خوب باش، که درونِ تو تصورِ خوبی از تو داشته باشد.

آن قدر خوب باش که درونِ تو، تو را لایق بهترین چیزها، بهترین زندگی و بهترین آرزوها بداند.

آن وقت مطمئن باش که مقصدهای تو، جاهایی خوب و زیباست.

آن وقت مطمئن باش که لایق بهترین چیزها، بهترین مقصدها و بهترین آرزوها و آرامش ها خواهی بود.

از آن لحظه، زندگی تو هم چنان باغی ست که به سوی بهار می رود.

باور کن !

 

 

¤ زمان۵:۳٠ ‎ق.ظ بود : *جواد شریف پور*

/ 0 نظر / 16 بازدید