حکایت گاهی باید نشنید

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.
 
اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟
 معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.
 
برگرفته از وبلاگ   http://www.shaghayegh7538.blogfa.com/
/ 4 نظر / 15 بازدید
پرنده کوچولو

سلام خوبی؟ انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

•●♥รคjє๔єђ♥●•

کودکی رنگ تو را داشت …ساده و بی آلایش من چه میدانستم …که چنین خواهد شد که در این وادی پوچ …بر سر مال و منال و دنیا تو رو از یاد برم …کودکی رنگ تو را داشت رنگ لالایی ها …رنگ نقاشی ها راستی…!!! تو مرا یادت هست؟؟؟ منم آن بنده به درگاه تو که به وقت حاجات …پر شوم از یادت و در آن وقت که پر باشم از این دنیایت تو شوی خاطره ای دور از دست من تو را گم کردم … تو مرا پیدا کن تو به یادم آور که به یادت باشم دوست میدارمت اما نتوانم که تو را درک کنم شاید… سلام داستان زیبایی بود من قبلا از این داستان استفاده کردم[گل][گل]

•●♥รคjє๔єђ♥●•

حتی خدا نیز دوست دارد که بشناسندش , نمی خواهد مجهول بماند . مجهول ماندن است که احساس تنهائی را پدید می آورد و درد بیگانگی و غربت را """ هر انسان کتابی ست در انتظار خواننده اش """ دکتر علی شریعتی [گل][قلب]

•●♥รคjє๔єђ♥●•

نعمت تنها یک کلمه فانتزی برای عشق بی قید و شرط خداوند است . که در زندگی همه ما جاری است . چگونه می توانیم از نعمت الهی فیض ببریم ؟ با تمرین تسلیم شدن در برابر اراده ی خداوند . به دنبال فرصت هایی باشید که درهای نعمت او به روی شما گشوده شود . بدون اینکه بطور واضح مشخص کنید چه چیزی می خواهید و بعد اعتماد کنید و همه چیز را به او بسپارید . [گل]